دفتر خاطراتم رو گم کردم... دفتری که برای مامان مینویسم تو دستم نیست... ولی با خود فکر میکنم که چرا اینجا رو هیج وقت گم نمیکنم...
دوباره سلام. من همونی ام که یه موقع توی دوران دانشجویی ش یهو تصمیم گرفت یه وبلاگ بزنه و بنویسه ... حالا دوباره برگشته با یه شغل اینترنتی و یه قلب شکسته از رفتن همیشگی مامانش ...
روزهای من...
ما را در سایت روزهای من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 30 دی 1398 ساعت: 6:51